تبلیغات
ツ♥کلوپ وحشتツ - ...........
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم


تاریخ : جمعه 26 خرداد 1396 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : jj_ashli | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.