تبلیغات
ツ♥کلوپ وحشتツ - شش دختر که در یک روز مردن
Related image


مرگ عجیب ۶ دختر در یک روز


چند سال پیش روزنامه ای مقاله داستان زندگی ۶ دختر که همشون دقیقا در روز ۱۸ ژانویه ۱۹۸۹ مردند رو چاپ کرد. 

اولین دختر سامانتا گِلس نام داشت ، دختر ۱۵ ساله ای که خانوادش از اون سواستفاده میکردند. اونها سامانتارو میزندند ، بهش غذا نمیدادند ، و توی انباری زندانیش میکردند و حتی مجبورش میکردند که شبها بیرون از خونه بخوابه . این ازار و اذیت ها اعتماد به نفسش رو به شدت پایین اورده بود ، به قدری که همکلاسی هاش بهش توجه نمیکردند. تنها دوستی که اون توی همه ی این سالها داشت ، حیوانات کوچکی بودند که اون پیداشون میکرد و ازشون مراقبت میکرد. متاسفانه ، ازار و اذیت ها و تنهاییش به قدری زیاد شده بود که دیگه نمیتونست تحملش کنه ، سامانتا با خوردن تعداد زیادی ارامبخش به زندگیش پایان داد.


دومین دختر جَنِس والترز نام داشت ، دختر محبوبی که رویاش رفتن به پاریس و طراح مد شدن بود. به نظر میرسید که اون زندگی فوق‌العاده ای داره ولی زندگی خانوادگیش برعکس اون بود. مادرش فقط برای پول با پدرش ازدواج کرده بود و حالا که پدرش داشت ورشکست میشد ، روابط والدینش بهم خورده بود و اونها دائما در حال دعوا کردن سر پول بودند ، یک روز دعواهای اون دو موقع رانندگی اونقدر شدید شد که تصادف کردند و به گردن جنس به شدت ضربه خورد و باعث شد درجا بمیره.


دختر بعدی ، الکساندرا متیوز. یه ورزشکار که توی رشته های ورزشی مدرسه بهترین بود ، مخصوصا توی دو. رویای اون بورسیه شدن در دانشگاه و مسابقه دادن در المپیک بود که به قدری این رویارو جدی گرفته بود که به خانواده ، نمرهاش و سلامتیش توجهی نمیکرد. اون حتی داروهای تقویتی استفاده میکرد و بخاطر مصرف زیادشون قلبش از کار افتاد چند روز بعد در بیمارستان مرد.

جیمی سندرز دختری بود که کله زندگیش رو در مزرعه گذروند تا به خانوادش کمک کنه . بعد از اینکه والدینش فوت کردند ، اون درس و زندگی اجتماعیش رو نادیده گرفت و توی مزرعه کار کرد تا پول در بیاره، زندگیِ جیمی با افتادن توی ماشین چوب بری به طرز وحشتناکی به پایان رسید.


کترین جکسون ، دختر یتیمی بود که پدرش ، خودش و مادرش رو وقتی کترین ۵ سالش بود کشت، از اون به بعد کترین در خونه های مختلفی به سرپرستی گرفته شد ولی اکثر اونها توجهی بهش نداشتند و فقط میخاستند ازش استفاده کنن تا پول دربیارند. مرگ پدرو مادرش و بی توجهی های مداوم  باعث شد که اون عصبی بشه و در آخر عقلش رو از دست بده . اون صداهای مختلفی میشنید و رفتارش توی مدرسه عجیب رفتار میکرد. مرگ ناراحت‌کنندش وقتی به سراغش اومد که یکی از صداهای توی سرش متقاعدش کرد که میتونه پرواز کنه و باعث شد کترین خودش رو از روی سقف مدرسش پرت کنه پایین.

اخرین دختر ، سنیتا لیتل بود ، اون دانش اموزِ نمونه‌ای بود و از بچگی متقاعد شده بود که باید بهترین نمرهارو بگیره. موفقیت تحصیلیش نظر یک مدرسه با اعتباری رو جلب کرد و اون باید ازمون ورودی سختی رو برای وارد شدن به مدرسه میداد. اون روز و شب برای ازمون درس میخوند ولی فشار روحی به‌قدری زیاد شد که مجبور شد تقلب کنه. وقتی مراقب ها متوجه تقلب کردنش شدن ، سنیتا اونقدر ناراحت و خجالت زده شده بود که خودش رو توی اتاقش دار زد :|


خب هرکسی با یکم فکر کردن متوجه میشه که شخصیت این ۶ دختر دقیقا شبیه ۶ پونی توی کارتون my little pony عه.

یه اپیزود توی این سریال وجود داره به نام " cutie mark chronicles"  که اشاره میکنه به شیش کارکترِ توی سریال و‌ چطور اونها دقیقا توی‌یک روز کیوتی مارکشونو گرفتن ، دقیقا مثل اون ۶ دختر که تو یک روز مردن.
و همچنین برای اینکه کیوتی مارک بگیرن پونی ها باید رویای اون ۶ دختر رو کامل میکردن: فلاترشای زندگیش رو‌ وقف کمک به حیوانات کرد ، رِریتی به یک طراح لباس تبدیل شد ، استعداد ورزشی رینبودش کشف شد ، اپل جک از خانوادش مراقبت کرد ، پینکی پای موفق شد که عشق دوستا و ‌خانوادشو به دست بیاره و توایلایت موفق شد به مدرسه رویاهاش بره.

شاید با این کار فاوست - نویسنده- میخاسته که داستان زندگی اون ۶ دختر رو بیان کنه و نشون بده که زندگیشون چطور ممکن بود ادامه پیدا کنه اگر نمیمردن.

برچسب ها: ترسناک، my little pony، پونی کوچولو،  

تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : J.L | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.